تاکتيک در مسابقات 1000متر حرف اول را مي زند

در نتيجه مسابقات فينــال المپيک کاياک يکنفره 1000 متر آب هاي آرام، کن والاس شروع پر تکاپويي داشت.
بعد از طي مسافت 250 متري خود را به مقام هشتم رساند و در يک تلاش قابل توجه خود را به سمت مدال فينال رساند و مدال برنز را بدست آورد. روز بعد، وي، باز در خط شروع مسابقات فينال حضور داشت؛ اين بار براي کاياک يکنفره 500 متر، در يک روش فوق العاده اي وي توانست که خط را بشکند و در منطقه ستاره اي، براي بدست آوردن مدال طلا قرار بگيرد.
والاس در فرهنگ مردان آهني استراليا بزرگ شد و در سن 16 سالگي شروع به پارو زدن در کانوي سرعتي کرد و فقط در کمتر از 2 سال به مقام قهرماني نوجوانان در دنيا رسيد.
-چه احساسي داريد که خودتان را مي توانيد قهرمان المپيک، بهترين در دنيا خطاب کنيد؟
احساس فوق العاده اي است. از خانه شروع شد. وقتي که برگشتم، دوستان و خانواده ام را ديدم. از آن زمان که خانه بودم زندگي ام تغيير کرده است. واقعاً يک احساس خارق العاده اي است.
-انتظار بردن 2 مدال در اولين مسابقات المپيکي که شرکت کرديد را داشتيد؟
نه؛ اما انسان هميشه آرزوي بردن را دارد. شما براي دوم يا سوم شدن جلو نمي رويد. من واقعاً نمي دانستم انتظار چه چيزي را داشته باشم. من مدت يک سال و نيم نزديک به مقام چهارم بودم و فقط نمي خواستم که دوباره آن مقام را بدست بياورم.
-شما جوان ترين فرد در خط شروع فينال 500 متربوديد. آيا از اينکه بايد در کنار اسم هاي بزرگ در دنياي بزرگ کانو شرکت مي کرديد دچار احساس ترس واسترس نمي شديد؟
البته؛ ديگران هم در آنجا بودند و اين کار را کرده اند. به المپيک رفتند و مدال هم بردند، اما بايد اين را پشت سر گذاشت و به کاري که براي آن در آنجا حضور داري بپردازي.
-مسابقه ي مورد علاقه ات کدام است؟
مطمئناً 1000 متر، چون يک مسابقه ي متفاوتي است. در 500 متر يک حرکت داري. در 1000 متر سخت مي تواني ببري، آرام روي و جلو بزني ، بيشتر تاکتيکي است. هرچند که 500 متر نصف مسافت آن است ولي من فکر مي کنم دوبرابر سخت تر است. شانس آوردم که آن را از جلوي راهم برداشتم!
-تجربه ي شرکت کردن در بازي هاي المپيک چه احساسي دارد؟
من عاشق دهکده بودم. در کنار ورزشکاران ديگر بودن لذت بخش است. ما همه براي يک دليل آنجا بوديم، هرچند که هر کدام يک ورزش جداگانه انجام مي داديم. من عاشق ديدن تمام ورزش هاي ديگر بودم. شما ناظر تمام عشق و علاقه اي که در هر کدام وجود دارد، هستيد.
-چطور با پاروزني براي اولين بار آشنا شدي؟
وقتي که 12 ساله شدم در يک استخر شروع کردم ، به گلد کاست انتقال يافتيم. آنجا شاهد مسابقه اي در ساحل شدم و پرسيدم که مي توانم شرکت کنم و بعد هم تمام مسابقات آنجا را برنده شدم. بعد در سري مسابقات مرد آهني به مدت سه سال شرکت کردم که خنده دار اين است که اسکي من از همه ضعيف تر بود.
در سال 2001 مسابقات قهرماني جهاني نوجوانان را بردم ولي هنوز هيچ ايده اي نداشتم که کاياک واقعاً چيست!در سال 2002 شروع به کاياک کردم. وقتي که 16 ساله بودم در مسابقات قهرماني ملي شرکت کردم و آنجا هم برنده شدم.
-حتماً مجبور بودي که اهداف خودت را بازبيني مي کردي، که چه چيزي براي بدست آوردن برايت باقي مانده؟
من جوان ترين هم در فينال المپيک بودم و حتما هم در لندن 2012 خواهم بود . شايد يک نعمت الهي پنهاني بوده که من مدال برنز را در 1000 متر دريافت کردم. من را حسابي تشنه چالش مي کند. مطمئناً دوست دارم که 500 متر را دوباره برنده شوم، اما کسي چه مي داند.
-چه کاري غير از ورزش انجام مي دهي؟ چه جوري خودت را آرام مي کني؟
من يک جت اسکي دارم و دوست دارم که آن را بيرون ببرم و امواج را بشکنم. من در حقيقت دوست دارم مجبور نباشم که در هيچ مکاني و در هر زماني باشم.
آمار
روز تولّد: 26 July 1983
قد: 191 cm
وزن: 90 kg
غذاي مورد علاقه: گوشت
فيلم مورد علاقه: Top Gun
موسيقي مورد علاقه: Incubus , Pearl Jam

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.